«اروند» هر چیزی که در مسیرش باشد را می برد، حتی دل را/ روایت زاکانی از به اسارت درآوردن بعثی‌ها/ آماده شدن رزمندگان برای عملیات با صدای شهید آوینی

«اروند» هر چیزی که در مسیرش باشد را می برد، حتی دل را/ روایت زاکانی از به اسارت درآوردن بعثی‌ها/ آماده شدن رزمندگان برای عملیات با صدای شهید آوینی





گروه فرهنگ جهان نیوز: نمی دانم چرا دوباره دگرگون شده ام، چرا دوباره در هوای اروند بی قرارم و هوایی شده ام، این شیدایی من در کنار اروند از چیست، اما می دانم که در کنار این رود خروشان رازی نهان است، رازی که به گوش دل می گوید، شهید گمنام هوا از عطر تو غوغاست، میدانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟ عزیزم سایه ات پیداست، می دانم که اینجایی؟ میدانم که اینجایی؟

این راز، رازی سر به مهر در دل اروند است که می گوید، مرا در منزل جانان چه جای عشق چون مرد است، دلم آواره دریاست، می دانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟ بساط امن و آسایش به بی صبری نمی ارزد، بیا تا مهلتی با ماست، می دانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟



این راز، رازی جاویدان از شهدای غواص و گمنام والفجر 8 است که به گوش زائران راهیان نور حاضر در این منطقه زمزمه می کند، به خون سجاده رنگین کردم از فرمان پیر خود، که وقت عاشقی نالان می دانم که اینجایی؟ می دانم که اینجایی؟

اروندرود منطقه ای است که در آن بزرگترین عملیات نظامی آب - خاکی جهان (عملیات والفجر 8 ) در تاریخ 22 بهمن 1364 با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) با هدف کوتاه کردن دست نیروهای نظامی ارتش بعث عراق از خلیج فارس، پاکسازی منطقه اروند و دورکردن آتش توپخانه های عراق از شهرهای آبادان، خرمشهر و منطقه اروند کنار و آزاد سازی شهر مهم و راهبردی فاو و اخطار عملی جمهوری اسلامی ایران به رژیم متجاوز عراق و هم پیمانان او آغاز شد.



** مروری گذرا بر تاریخچه و اهمیت اروند رود
اروند به معنی تیز و تندرو و در دوره باستان به تمام طول رود دجله و اروند رود امروزی گفته می شد. اگر اروند را با تلفظ «او - روند» بخوانیم به معنی آب رونده است.

تا سه هزار سال پیش از میلاد مسیح(ع)، اروند رود وجود نداشت و رودخانه های دجله، فرات و کارون جداگانه به دریا می ریختند. با سقوط ساسانیان و به دلیل عدم مراقبت، سدها شکسته شد و دو رودخانه دجله و فرات در القرنه به هم پیوستند و اروند رود را تشکیل دادند.

هم اکنون 81 کیلومتر از 175 کیلومتر طول اروند رود- از محل پیوستن نهر خین به این رودخانه تا مصب آن در خلیج فارس - مرز مشترک ایران و عراق محسوب می شود. عرض اروند رود بین 500 تا 1000 متر و عمق آن بین 9 تا 15 متر در نوسان است و هنگام جزر و مد آب، تغییر می یابد و در عین حال برای کشتیرانی مناسب است.

' اروندرود را به علت جزر و مدها و نوع جریانش(جریان آرام بر سطح و جریان سریع و متلاطم در عمق) رودخانه وحشی می نامند.'

آب اروندرود از رودخانه های دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می گیرند و از رودخانه های کارون، کرخه، زاب بزرگ، زاب کوچک، دیاله، بکور، سیروان و الوند که همگی از ایران سرچشمه می گیرند، تامین می شود و از نظر حجم، 67 درصد آب اروند از ایران تامین می شود.

پوشش ساحلی اروندرود پوششی از چولان(بوته های بلند) و (نی) است و عمق نخلستان های آن بین 2 تا پنج کیلومتر متغییر است و به وسیله کانال و نهرهای مصنوعی عمود بر اروندرود، در حالت مد آبیاری می شوند.

' بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو از جمله بندرهای مهم این آبراه هستند که نقش چشمگیری در رونق تجارت و بازرگانی منطقه دارند.



**اروند رود در گذر تاریخ و از ابتدای جنگ هشت ساله عراق علیه ایران
از آغاز تشکیل کشور عراق در پایان جنگ جهانی اول، همواره ادعاهای غیر حقوقی این کشور بر مالکیت کامل اروندرود، از مباحث اصلی اختلافات مرزی ایران و عراق بود که سرانجام براساس معاهده 1975 الجزایر، ژرفگاه(خط القعر و یا خط تالوگ) رودخانه به عنوان خط مرزی تعیین شد.

یکی از اهداف رژیم بعثی عراق در هجوم سراسری به ایران، حاکمیت مطلق بر اروند و انتقال مرزهایش به ساحل شرقی این رودخانه بود. در خرداد 1358 دولت عراق با اعزام ناوچه های گشت زنی شروع به تقویت پاسگاه های مرزی خود در ساحل اروند کرد و بالگردهای آن کشور بر فراز اروند رود به پرواز درآمدند.

با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام علیه ایران اروندرود به سبب عریض بودن و تاثیرات ناشی از جزر و مد خلیج فارس بر این رودخانه - که هرگونه عملیات نظامی را با محدودیت مواجه می ساخت - مورد توجه نیروهای نظامی دو کشور ایران و عراق قرار نگرفت و فقط دو کشور با آتش توپخانه به تاسیسات نظامی و غیر نظامی مستقر در ساحل دو طرف اروند رود آسیب می زدند.

در دومین ماه جنگ، ارتش عراق در حالی که از ساحل جنوبی این رودخانه، آبادان را می کوبید، از سمت شمال این شهر پیش روی کرده و در روز نهم آبان 1359 با عبور از بهمن شیر به نزدیکی اروندرود رسید. دشمن سعی داشت با پیش روی از جاده خسروآباد تا شهر اروندکنار در اراضی شمالی این رودخانه استقرار یافته و بر آن تسلط کامل یابد، لیکن با مقابله مدافعان آبادان، عقب راند شد.

در عملیات والفجر 8 و به دنبال موفقیت رزمندگان دلیر اسلام در عبور از اروند رود، برای بهبود تردد و افزایش توانایی انتقال رزمندگان به آن سوی اروند، پل سازی بر روی رودخانه مورد توجه و تاکید قرار گرفت.

با پایان جنگ و به رسمیت شناختن دوباره قرداد 1975 الجزایر توسسط عراق، اروند رود دیگر بار حیات خویش را بازیافت هرچند که به علت انباشته شدن از گل ولای و لاشه های کشتی های غرق شده قابلیت کشتی رانی کشتی های بزرگ تجاری را تا حدی از دست داده بود.
 


** مروری گذرا بر اجرای عملیات والفجر 8
قبل از آغاز جنگ، بخش اروندکنار با اقدامات خرابکارانه از سوی گروه های ضد انقلاب و خلق عرب وابسته به رژیم بعث عراق، نظیر انفجار 26 دی 1358 در دبستان روستای صحنه بخش اروندکنار و انفجار 19 بهمن 1358 در مدرسه سیروس شهر اروند کنار روبه رو بود. در این ایام دشمن به تحرکات گسترده ای در ساحل غربی اروندرود و مقابل اروندکنار دست زد و علاوه بر افزودن استحکامات خود در منطقه در 10 خرداد 1358 یک گردان توپخانه را در منطقه فاو و مقابل شهر اروندکنار به همراه واحدهای رزمی متعدد مستقر کرد تا علاوه بر کنترل مصب اروندرود بر شهرهای روستاهای ایران مسلط شود.

در دوم تیر و دهم شهریور 1359 نیز نیروی دریایی ارتش عراق ناوگان جنگی خود را در این منطقه متمرکز کرد که به نظر می رسید همه این تحرکات برای کنترل بر اروندرود بوده است.

مهم ترین پاسگاه های ایران در بخش اروند کنار پاسگاه های مینوحی، سعدونی، نهرعلی شیر، نهرابتر و خرمال بود که در مقابل پاسگاه های فاوشمالی و فاو جنوبی عراق به فعالیت می پرداختند. پیش از آغاز جنگ، برخی از این پاسگاه ها مانند پاسگاه خرمال اروندکنار(به ویژه در یکم و بیستم شهریور1359) با تجاوز نیروی دریایی ارتش عراق روبه رو بوده است.

نزدیکی اروندکنار به شهر فاو که مهم ترین محور ارتباطی عراق به خلیج فارس است، بر اهمیت جغرافیایی این بخش به ویژه در زمان دفاع مقدس افزود؛ به نحوی که با آغاز جنگ بخش و شهر اروندکنار عملا به محاصره دشمن در آمد، که با مقابله رزمندگان اسلام و شکست حصر آبادان تهدید عراقی ها در تصرف اروندکنار نیز از بین رفت اما همچنان بخش اروندکنار و آبادی های آن و نیز سراسر سواحل این منطقه زیر آتش دشمن قرار داشت.

اروند کنار در بهمن 1364 محل تدارک رزمندگانی بود که برای عملیات والفجر 8آماده می شدند. واحدهای مهندسی نیز به منظور تثبیت نیرو و تامین نیازهای مهندسی منطقه، پیش از عملیات، با فعالیت های متعددی مانند احداث جاده های آنتنی شکل، احداث مواضع توپخانه و ایجاد مواضع موشک زمین به هوا در بخش اروندکنار، مقدمات عملیات را فراهم کردند.

در عملیات والفجر 8 موقعیت حساس اروندکنار به همراه نخلستان های وسیع آن که پوشش مناسبی برای تدارک و جابه جایی نیرو به شمار می آمد، در موفقیت عملیات بسیار موثر بود.
 


** تهمیدات فرماندهان برای اجرای عملیات والفجر 8 و عبور از رودخانه خروشان و ناآرام اروند چه بود؟
فرماندهان نظامی حاضر در قرارگاه های رزمی منطقه جنوب قبل از آغاز عملیات والفجر 8 دلهره زیادی داشتند که همین امر باعث شد، آنان برای اجرای این عملیات مهم و راهبردی خدمت امام خمینی برسند و از ایشان راهنمایی بگیرند. امام روح الله (ره) در این دیدار خطاب به فرماندهان نظامی فرموده بودند، بروید و فردا بیایید، روز بعد امام امر کردند که به پابوسی امام رضا(ع) بروید و پرچم گنبد و بارگاه ملوکتی ثامن الائمه (ع) را با خود بیاورید و هنگام عبور از اروند، آن را مقابل آب قرار دهید.

با کسب دریافت این پند عرفانی از سوی پیر روشن ضمیر جماران فرماندهان نظامی قرارگاه های رزمی جنوب به منطقه برگشتند و شب عملیات با اجرای این دستور العمل معنوی عملیات والفجر 8 را با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) آغاز کردند، اما آن شب به ناگاه باران گرفت و بارش باران فرماندهان را دچار تشویش کرد زیرا از لحاظ نظامی اجرای عملیات به دلیل بارش باران مردود است، ولی همین نعمت الهی باعث شد که دشمن متوجه حضور غواصان دلیر ایران در خطوط خود نشود و نیروهای پیاده نیز با وجود باتلاق توانستند از اروند عبور کرده و خود را به مواضع دشمن در آنطرف اروند برسانند.

در اجرای این عملیات آبی - خاکی غواصان جوان و جان برکف سپاه که عاشق امام دلها بودند، با دیدن آموزش های سخت و آمادگی کامل در تاریکی شب با عبور از رودخانه وحشی اروند خود را به ساحل جنوبی این رود و مواضع و استحکامات عراق رسانیده و با خنثی کردن تله های انفجاری معابری را از میان سیم های خاردار، موانع خورشیدی و مین های ضد نفر برای رزمندگان اسلام بازکردند.
 
در اجرای این عملیات موفق نظامی رزمندگان خط شکن سوار بر شناورهای خود از میان نهرهای مختلف از سواحل شمالی اروند عبور کرده و در حالی که آب رودخانه کاملا مد بود خود را به ساحل شبه جزیره فاو رسانیده و حمله برق آسای خود را آغاز کردند.




شب عملیات والفجر8 (20بهمن 64)/ بیمارستان خرمشهر/ خط شکنان جزیره ام الرصاص/مداح شهید داود دهقان در حال مداحی کردن/ شهید احمد امینی، محمود عطایی، محمدتیموری، علی زاکانی، محمد زمانی و رزمندگان گردان علی اصغر(ع) لشکر10 سیدالشهدا

 

در این عملیات لشکر 25 کربلای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ماموریت حمله به شهر فاو را بعهده داشت با هجوم بی امان خود دژهای دفاعی شهر فاو را بر سرنیروهای بعثی فرو ریخت و وارد شهر فاو شد و چند ساعت پس از آغاز عملیات موفقیت آمیز والفجر 8 فرمانده شجاع لشکر 25 کربلا پرچم مبارک ثامن الائمه (ع) را بر بالای مناره مسجد فاو نصب کرد و دیگر لشکرهای سپاه نیز از غرب و شرق فاو حمله خود را آغاز کردند و موفق شدند از محور راست با عبور از جاده البهار بصره و ام القصر تا دریاچه و کارخانه نمک پیشروی کنند و اط محوز چپ او تا راس البیشه و خور عبدالله و سایتهای موشکی عراق را به تصرف خود در آورند.

این رزمندگان دلیر اسلام تنها با نیروی ایمان، ولایت مداری و عشق به ائمه اطهار(س) دل به آب زدند و توانستند به یاری خدا از آب بگذرند.

کشته و زخمی شدن 5 هزار صدامی کافر، به اسارت درآمدن 2 هزار و 105 نفر از نیروهای دشمن بعثی، انهدام 600 دستگاه تانک و نفربر، 150 قبضه انواع توپ، 74 فروند هواپیما، 5 دستگاه مهندسی، 11 فروند بالگرد، 500 دستگاه انواع خودرو و 7 فروند ناوچه جنگی ارتش صدام از نتایج عملیات والفجر 8 است.

همچنین به غنیمت در آمدن 140 دستگاه تانک و نفربر، 35 قبضه انواع توپ، 35 دستگاه مهندسی، 150 قبضه توپ ضد هوایی و 250 دستگاه انواع خودروهای ناظمی عراق از دیگر دستاوردهای مهم این عملیات راهبردی و آبی خاکی است.

بپاس دلیرمردیها و رشادتهای رزمندگان دلیر اسلام در تاریخ شانزدهم فروردین 1380(ه.ش) مصادف با دهم محرم الحرام سال 1422(ه.ق) پیکر هشت غواص شهید گلگون کفن و گمنام عملیات والفجر 8 در یادمان شهدای این منطقه به خاک سپرده شده است.

روایت زاکانی از به اسارت درآوردن بعثی‌ها

اولین قایقی بودیم که از عرایض (نهری که از اروند منشعب می‌شود) وارد اروند رود شدیم. زیر آتش خودی و دشمن حرکت به کندی صورت می‌گرفت. داخل قایق، دیدم احمد امینی که همان شب هم شهید شد، شروع کرد ترانه های کوچه باغی خوندن و بشکن زدن ...

من ناراحت شدم و به احمد اعتراض کردم که ذکر بگو، امشب شب این کارها نیست. او به حالت استهزاء به من گفت: بیچاره علی!! دارند من رو می‌برند اما من نمی‌خوام برم و دوست دارم بمونم و کار کنم.
این جمله خیلی من رو تکان داد. به ساحل جزیره ام الرصاص رسیدیم اما چند متر مونده بود. به علت موانعی که داخل آب بود، نمی‌گذاشت قایق جلو برود. همه داخل آب پریدیم و تا سینه داخل آب فرو رفتیم و تمام لباس‌های ما خیس شد و همزمان بارش باران شدیدی هم شروع شد. از معبری که بچه های تخریب لشکر10شیدالشهداء(ع) باز کرده بودند عبور کردیم و داخل کانال که غواص‌های خط شکن ساعتی قبل پاکسازی کرده بودند شدیم و درگیری ما با دشمن شروع شد. من با خودم 20 تا نارنجک برده بودم و یکی یکی سنگرها رو پاکسازی می‌کردیم و جلو می‌رفتیم. تا خود صبح با عراقی‌ها درگیر بودیم، خیلی خسته بودیم، نماز صبح را که خواندیم به محمود عطایی و دوستان دیگر گفتم بیایید برویم داخل سنگر عراقی‌ها آتش روشن کنیم تا گرم شویم و استراحت کنیم و لباس‌هایمان هم که خیس خالی بود خشک بشود. رفتیم داخل سنگر، یک جنازه عراقی داخل سنگر بود که بو گرفته بود، جنازه را انداختیم آن طرف و همان جا خوابیدیم.

یک دفعه به ذهنم رسید تا به بچه هایی که بیرون هستند بگویم حواسشان جمع باشد تا کسی نیاید نارنجک بیندازد به داخل سنگر! هوا روشن شده بود که شنیدم کسی دارد صدا می زند: بزنم؟ بزنم؟ بزنم؟
من از سنگر پریدم بیرون و گفتم: چی رو بزنی؟ نگاه کردم دیدم 25 متر، 30 متر آن طرف‌تر لای نی ها و چولان‌ها یک عراقی پیراهن سفید درآورده و به علامت تسلیم تکان می‌دهد. گفتم: تعال تعال!

دیدم حدود بیست نفر عراقی پشت سر هم آمدند بیرون. بهشان گفتم: ارفع یدک! (دستها بالا) اما گوش نکردند. پای دو نفرشان هم مجروح بود و خونریزی داشت و در آن گل ولای همه جا را خونی کرده بود، با دست اشاره کردم که اینها را کول کنید اما بازهم گوش نکردند. من صبر کردم همه که ازم گذشتند، دستم را گذاشتم روی ماشه و رگبار هوایی زدم، فکر کردند من به سمت آنها تیراندازی کردم، لذا خودشان را زدند زمین داخل گل ها و یواش سرشان را آوردند بالا و من دوباره گفتم: ارفع یدک! گفتند: نعم نعم!
 
بعد با دست اشاره کردم این دوتا مجروح را هم کول کنید، گفتند: نعم نعم! و کول کردند آوردند داخل کانال.
در کانال یکی از بچه ها به اینها تندی کرد و فریادی کشید. به او گفتم چرا به اینها تندی میکنی، بهترین کار اینست که بهشان آب و شیرینی بدهیم. آن موقع برای ما از این شیرینی های کرمانی آورده بودند، اینها را با آب دادیم خوردند، یکی از آنها تا این رفتار ما را دید، زد زیر گریه، چه گریه ای می کرد، به پهنای صورت اشک می‌ریخت و فریاد می زد و می گفت: من فهمیدم اسلام اینجاست، اسلام اینجاست…

بعد به ما گفت اجازه می دهید بروم دوستان دیگرم را هم از لای چولانها بیاورم؟ این یک نفر می‌رفت لای نیزارها صدا می زد احمد محمود حسن و هر دفعه یکی دونفر با خودش می آورد، تا 20 نفر رفت برای ما اسیر آورد…
 

آماده شدن رزمندگان برای عملیات حاشیه نخلستان های اروند به روایت شهید سید مرتضی آوینی
 

دریافت.mp4


*گزارش: حسام زبیراوی